توجه به جوان و پاسخ به سؤالات او، ویژگی برجسته آیت‌الله امام زنجانی است
21 بازدید
موضوع: تبلیغ
مصاحبه کننده : خبرگزاری قرآنی ایران
محل مصاحبه : کتابخانه شخصی
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : سایت iqna
تعداد شرکت کننده : 0
توجه به جوان و پاسخ به سؤالات او، ویژگی برجسته آیت‌الله امام زنجانی است

گروه اندیشه: مسئله‌ای که در شخصیت آیت‌الله حسینی زنجانی خیلی به چشم می‌آید، نوع رفتارشان با جوانان است؛ به عبارتی تا زمانی که جوانان پرسش دارند ایشان پاسخ می‌گوید.

 

«هادی رستگار مقدم گوهری»، از شاگردان درس تفسیر آیت‌الله‌العظمی سیدعزالدین حسینی زنجانی (امام زنجانی) در گفت‌وگو با سرویس اندیشه خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، درباره ابعاد مختلف علمی و شخصیتی این عالم شیعی گفت: بنده از سال 1360 تقریبا مقارن با آن سالی که منزل آیت‌الله زنجانی به خیابان دانشگاه (محل فعلی) منتقل شد، با ایشان آشنا شدم.

این مدرس حوزه علمیه مشهد اظهار کرد: من از سال‌های گذشته؛ یعنی قبل از انقلاب، خیلی علاقه‌مند به بحث تفسیر قرآن کریم بودم و تمایل داشتم که اگر جایی درس تفسیر قرآن گفته می‌شود، شرکت کنم. قبل از انقلاب در منطقه‌ای به نام «چناران» زندگی می‌کردم و آن هم به این علت بود که پدرم در کارخانه قند چناران فعالیت می‌کرد و ما هم آنجا ساکن بودیم و بعد از انقلاب به مشهد مقدس منتقل شدیم و شنیدم که حضرت آیت‌الله زنجانی به منزل فعلی خود منتقل شدند و در مسجد امام صادق(ع) روزهای پنج‌شنبه و جمعه صبح تفسیر قرآن می‌گویند.

این مدرس دانشگاه اذعان کرد: از همان تاریخ به جهت این‌که علاقه‌مند به تفسیر بودم در این درس‌ها شرکت کردم و باب آشنایی و مراوده‌ام با ایشان بیشتر باز شد. این جهتی هم داشت که شاید بیان آن ضرورتی هم نداشته باشد و بیشتر متوجه خوابی بود که دیدم. در واقع من با خود آیت‌الله زنجانی آشنائیت چندانی نداشتم؛ یعنی حتی اسم ایشان را هم نشنیده بودم.

رستگار درباره چگونگی و محتوای این خواب تصریح کرد: شبی خواب دیدم که فردی بیان کرد: «قرار است حضرت حجت(عج) تشریف بیاورند، هر کس دوست دارد به این آدرس برود.» آدرس هم به گونه‌ای بود که از یک طرف محصور به دیوار بود و از سمتی هم تا چشم کار می‌کرد بیابان بود. یکی از کسانی که علاوه بر آن جمعیت کثیر در آنجا حضور داشت، بنده بودم. در آن جمعیت شخصیت را نمی‌دیدم و چهره‌اش واضح نبود، ولی فردی را دیدم که جلو ایستاده و نماز می‌خوانند و بنده هم پشت سر و در سمت راست ایشان ایستادم و نماز خواندم، وقتی نماز تمام شد، آمدند در قسمت انتهای جمعیت، جایی که دیوار بود، نشستند و چیزی شبیه پوست تخته‌ای انداخته بودند و دو متکا به عنوان پشتی قرار داده و تکیه داده بودند، به گونه‌ای که یک زانویشان جمع شده بود و زانوی دیگر هم بالا بود، دست آقا را بوسیدم و کنارشان نشستم.

محقق کتاب «لوامع الانوار فی شرح عیون اخبار الرضا» با بیان این مسئله که از این خواب خیلی متعجب بودم و به دنبال تعبیر آن بودم، عنوان کرد: این مسئله در ذهنم بود تا این‌که توسط یکی از دوستان شنیدم که آیت‌الله زنجانی درس تفسیر دارد و به علت علاقه فراوان دوست داشتم در این درس شرکت کنم. آدرس محل جلسه را تقریبا روز شنبه به من داد و جلسه هم پنج‌شنبه برگزار می‌شد و دوست داشتم این زمان زودتر فرا برسد.

 رستگار:
آیت‌الله زنجانی فرمود: «بیا از این جهت به خدا شباهت برسانیم، خدا هیچ وقت نگاه نمی‌کند که بندگانش ایمان دارند یا ایمان ندارند، نعمتش را به همه می‌دهد. من چه کار دارم که او نیاز داشت یا نداشت.»

وی افزود: شب چهارشنبه من مجدد خود آیت‌الله زنجانی را در خواب دیدم و این درحالی بود که من تا به آن زمان نه ایشان را دیده بودم و نه اسمشان را شنیده بودم. ایشان را با همین شکل و قیافه‌ای که هستند در ساختار قدیمی منزلشان در خواب دیدم. مصمم‌تر شدم تا در کلاس‌های تفسیر شرکت کنم. زمان برگزاری رسید و من دیر رسیدم، اتاق پر بود و جایی را یافتم که تقریبا مقابل خود آقا بود. ایشان در جمعیت که نگاه می‌کرد به بنده که می‌رسید قدری مکث می‌کرد و کاملا مشهود بود که نگاهشان به گونه‌ای دیگر است.

رستگار گفت: در آن جلسه به جهت رفتار این‌گونه ایشان اصلا درس را نفهمیدم. آن جلسه گذشت و در جلسه دوم نیز این اتفاق تکرار شد و هفته بعد که جلسه سوم بود، وقتی درس تفسیر را بیان کردند و تفسیر تمام شد، جمعیت رفت و من هم برخاستم تا بروم، آقا فرمود که شما بمانید. ماندم، مسائلی را سؤال کرد و بعد فرمود که از من تقاضا شده است تا نمازی را در این مسجد (مسجد امام صادق(ع)) بخوانم، شما اگر مجالی دارید بیایید تا به اتفاق به مسجد برویم، من هم پذیرفتم و این موجب شد که من هر روز و شب را به اتفاق ایشان به مسجد بروم و یک سال به همین منوال گذشت. در سال 61 جریانات دیگری اتفاق افتاد که مربوط به تشکیل کلاس‌ها و دروس ایشان بود.

رستگار در پاسخ به این پرسش که آیت‌الله حسینی زنجانی از نظر اخلاقی چه منشی دارد؟ تصریح کرد: چیزی که در مورد ایشان خیلی به چشم می‌آید نجابت و عفت کلام است که گاهی اوقات به بعضی از دوستان عرض می‌کردم که ایشان هرچه می‌کشد از بابت نجابتش هست؛ یعنی اگر جوانی کم سن و سال بعد از نماز می‌آمد و سؤال می‌کرد با این‌که آقا درس داشت، تا مادامی که او نشسته بود و سؤال می‌کرد، ایشان از جای خود بلند نمی‌شد و این برای من خیلی جالب بود.

نویسنده کتاب «مکاتیب الامیر: نامه‌های حضرت امیرالمؤمنین(ع)» اظهار کرد: برخی اوقات که به حرم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مشرف می‌شوند، عموما مردم این‌گونه هستند که یکی از علما و اهل علم را که می‌بینند، ابتدا به سلام می‌کنند، فردی که از نظر ظاهری چندان ظاهر مناسبی نداشت به ایشان سلام کرد، آیت‌الله زنجانی فرمود اگر مبلغی پول هست به من بده، من پول را به ایشان دادم و خودشان برگشت و فرد را صدا زد و گفت: «این را از باب تبرک از ما قبول کن»، وقتی برگشت، مجددا فرمود: «بیا از این جهت به خدا شباهت برسانیم، خدا هیچ وقت نگاه نمی‌کند که بندگانش ایمان دارند یا ایمان ندارند، نعمتش را به همه می‌دهد. من چه کار دارم که او نیاز داشت یا نداشت.» خیلی از این موارد از ایشان دیده می‌شود.

وی افزود: مسئله‌ای که خیلی به چشم می‌آمد نوع رفتارشان با جوانان است. مسجد امام صادق(ع) مادامی که ایشان می‌آمد، تقریبا مملو از جوانان بود و 5 دقیقه از اذان که می‌گذشت دیگر در مسجد جا نبود.

 

آدرس اینترنتی