پایبندی آیت‌الله زنجانی به سیاق آیات تا مرز عدم تعارض با روایات است
24 بازدید
موضوع: تفسیر
مصاحبه کننده : خبرگزاری قرآنی ایران
محل مصاحبه : کتابخانه شخصی
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : سایت iqna
تعداد شرکت کننده : 0
پایبندی آیت‌الله زنجانی به سیاق آیات تا مرز عدم تعارض با روایات است

گروه اندیشه: پایبندی آیت‌الله‌ حسینی ‌زنجانی در تفسیر قرآن کریم به سیاق تا جایی است که او با روایات و شیوه‌های عقلی تضاد پیدا نکند و جهت موفقیت وی در تفسیر آیات به مدد جریان عقلانیت صحیح و مقید است.

 

«هادی رستگار مقدم گوهری»، از شاگردان درس تفسیر آیت‌الله‌العظمی سیدعزالدین حسینی زنجانی (امام زنجانی)، در گفت‌وگو با سرویس اندیشه خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، در پاسخ به این سؤال که آیا تا به حال به دنبال معرفتی در آیه‌ای خاص‌ بوده‌اید که پس از رسیدن به محضر آیت‌الله حسینی زنجانی برای آن گره معرفتی پاسخی شیرین دریافت کرده باشید؟ اظهار کرد: من موارد متعددی در این زمینه به یاد دارم اما به عنوان نمونه به چند مورد از آن اشاره می‌کنم.

نویسنده مقاله «تجلیات قرآنی در شعر امام خمینی(ره)» به بیانات آیت‌الله‌ حسینی ‌زنجانی در مبحث حب و عشق اشاره کرد و گفت: در هیچ روایتی در اسلام واژه عشق نیامده، ولی ما واژه‌های خیلی عمیق‌تر از عشق در قرآن داریم. از آن جمله آیت‌الله‌ حسینی زنجانی به آیه شریفه 31 سوره مبارکه آل‌عمران: «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیم» اشاره و بیان کردند که آیا انسان به خداوند دوستی ظاهری دارد یا بالاتر از اینها است و همچون حضرت امام حسین(ع) که مشمول این آیه بودند و خود را فدایی حق کردند تنها یک دوست داشتن سطحی بود؟ این رابطه بالاتر از عشق است و تعبیر «فاتبعونی» به چه کسی برمی‌گردد. اگر به خداوند برگردد یک معنی دارد و اگر به رسول اکرم(ص) برگردد معنای دیگری. در صورت نخست به معنای این است که از احکام و اوامر خداوند و فرستادگان او تبعیت کنید و در حالت بعدی بدین معناست که از رسول‌ اکرم(ص) و کسی را که او به عنوان جانشین معرفی می‌کند باید پیروی کنید؛ یعنی در این آیه هم بحث اعتقادی خداشناسی و امامت و هم بحث عرفانی عشق و محبت مطرح شده است.

این مدرس حوزه و دانشگاه در بیان نمونه دیگری از تفسیر آیت‌الله حسینی زنجانی تصریح کرد: ایشان در آیه شریفه 179 سوره مبارکه اعراف: «ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم آذان لا یسمعون بها اولیک کالانعام بل هم اضل اولیک هم الغافلون» چند مطلب بیان کردند، از جمله این‌که حیوان نیز مانند انسان، قلب، چشم و گوش دارد پس چرا قرآن می‌فرماید: «بل هم اضل»؟ نکته تمایز انسان از حیوان در عبارات بعد از آن نهفته است که قلب را در انسان برای تفقه و چشم را برای بصیرت و گوش را برای شنوایی معرفی می‌کند. سمع در انسان شنیدن محتوایی و غیر از شنیدن صدا است؛ زیرا فهم ما از گوش ظاهری و عمقی است. شنیدن صدای یک متکلم به زبان بیگانه بدون هیچ برداشتی شنیدن ظاهری و فهمیدن آن شنیدن باطنی است. به خاطر این مسئله در مورد وحی در قرآن تعبیر «فاستمعوا» به کار رفته تا اشاره به شنیدن عمقی باشد. این شنیدن شنیدن معنایی است پس گوش عضو مشترک انسان و حیوان است، اما در انسان باید سماعت وجود داشته باشد که این مسئله در حیوان نیست. پس انسان برای بصیرت و سماعت و تفقه خلق شده است. حال که انسان از این‌ها بهره ‌برداری نکرد! پس بدتر از حیوان است.

وی در تبیین نکته مورد توجه دیگری اظهار کرد: «اولئک هم الغافلون» در حیوان است و نه در انسان پس مبنای قرآنی غفلت در انسان عدم بهره برداری از امکاناتی است که در انسان نهاده شده است. با این نگاه قرآنی می‌توان بر جامعه تأثیر بیشتری گذاشت.

محقق کتاب «لوامع الانوار فی شرح عیون اخبار الرضا(ع)» در پرداختن به جایگاه سیاق در منظر آیت‌الله حسینی زنجانی و تحلیل پایبندی ایشان به سیاق در کنار روایات معصومین(ع) تصریح کرد: پایبندی ایشان به سیاق آیات تا جایی است که با روایات و شیوه‌های عقلی تضاد پیدا نکند. به عنوان مثال روایتی در ذیل آیه شریفه 111 از سوره مبارکه توبه «إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» آمده است که فردی در راه مکه به خدمت امام سجاد(ع) می‌رسد و از حضرت ایراد می‌گیرد که شما چرا سختی جهاد را رها کرده و کار راحت را انتخاب کرده، به حج آمدید؟ و سپس به این آیه استشهاد می‌کند. امام(ع) در پاسخ فرمودند: بله ولی ادامه آیه را بخوان که خداوند فرموده «التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ» اگر چنین کسانی پیدا شوند ما نیز جزو جهادگران خواهیم شد. پس تفسیر جهاد در این آیه در این سیاق صحیح است.

وی در ادامه گفت: آیت‌الله حسینی زنجایی در بیان روایات تفاسیر معمولا بدین منظر توجه داشتند و نظیر این مسائل در روایات زیاد دیده می‌شود. سیاق آیات مورد توجه و مداقه ایشان قرار می‌گرفت، مشروط بر این‌که با روایات تعارض نداشته باشد. مسئله دیگر این‌که این آیه در سیاق آیات دیگر نباید مخالفت با عقل داشته باشد. پس نمی‌توان گفت ایشان سیاق را کاملا بدون لحاظ هیچ مسئله‌ای قبول داشته و یا صرفا به سیاق توجه نداشته و به روایات می‌پردازند.

این شاگرد آیت‌الله حسینی زنجانی تعدد ابعاد علمی ایشان را مورد توجه قرار داد و در این رابطه تشریح کرد: شخصیت ایشان را نمی‌توان تنها از یک بعد مورد بررسی قرار داد. اگر به شخصیت تفسیری ایشان نگاه کنیم، نگاهشان به قرآن عقلانی است، البته این عقلانیت به معنای وارد کردن فلسفه به قرآن نیست بلکه عقلانیت خاصی که حکم می‌کند که نباید از روایات چشم‌پوشی کرد، عقلانیتی که به عدم تعارض روایات با عقل حکم می‌کند. منظور عقل منطبق است نه مطلق؛ عقلی که مبانی خود را از راه صحیح بدست آورده باشد. بنابر فرمایش امیرالمؤمنین(ع) قرآن ذو وجوه است و باید در کنار آن به سنت رسول الله(ص) تمسک بجویید. جهت موفقیت ایشان در تفسیر آیات به مدد جریان عقلانیت است.

رستگار مقدم‌گوهری در پایان سخنانش دور شدن از عقلانیت صحیح را علت انحراف جوامع در طول تاریخ معرفی، و تصریح کرد: متأسفانه در طول تاریخ هر جامعه‌ای که از مسیر عقلانیت (به معنای مقید و نه مطلق) دور شده است، خود قرآن مسیر انحراف را برای آنان ایجاد کرده است. به عنوان نمونه خوارج تمسک شدیدی به قرآن داشتند، اما نبود عقلانیت باعث انحراف آنان شد. باز در همین زمینه می‌توان به باطنی‌گراها، ظاهرگراها و همچنین اشعری‌ها اشاره کرد که از دوران بنی العباس و زمان متوکل، آیات قرآن را ملعبه دست خود کردند و بدین وسیله بسیاری از شیعیان را کشتند. در تمام این فرقه‌ها که از مسیر ائمه(ع) دور شدند در یکجا مخالفت با عقل را می‌توان دید. پس جریان عقلانیت صحیح که مبانی خود را از راه صحیح بدست آورده و مخالفتی با نصوص نداشته باشد، پایه و اساس برداشت‌های صحیح داشت. به نظر من ایشان از معدود مراجعی است که تنها، شخصیت تک‌ بعدی در فقه و اصول نیست و در اغلب علوم تخصص دارد.

 

آدرس اینترنتی